close
تبلیغات در اینترنت
نگاه
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
مطالب تصادفی
کلمات کلیدی
پیوندهای روزانه
آمار
  • افراد آنلاین : 8
  • بازدید امروز : 1304
  • بازدید دیروز : 3848
  • هفته گذشته : 11236
  • ماه گذشته : 39114
  • سال گذشته : 331683
  • کل بازدید : 1891599
  • کل مطالب : 469
  • نظرات : 515
  • تعداد اعضا : 824
  • امروز : پنجشنبه 29 تیر 1396
  • آخرین ارسال های انجمن
    عنوان پاسخ بازديد آخرين ارسال
    طراحی سایت و راهکار های تولید محتوا 0 5 sitecode
    طراحی سایت پارالاکس چگونه است 0 5 arashseo
    فواید طراحی وب سایت به سبک واکنش گرا 0 8 sitecode
    طراحی سایت حرفه ای رایگان 0 9 limootorsh
    ღ♥ღ چی جوری با پرواز آشنا شدی؟؟! ღ♥ღ 38 243 tati
    طراحی وب سایت متناسب با بودجه 0 18 sitecode
    بقیع غریب 1 94 deltangekarbala
    جملات عارفانه 38 934 deltangekarbala
    نرم افزار مدیرت برق بدون وقفه 0 17 donyayalan
    تحولات طراحی اپلیکیشن 0 45 sitecode
    صفحه اول انجمن | ثبت نام در انجمن | ورود به پنل کاربری
    به کمک چه چیزی چشم از نامحرم بپوشیم؟

    شهوت

    در سال‏های جوانی و اقامت در نجف، در یک شب گرم تابستان، به دلیل گرمای بیش از اندازه و سختی اقامت در حجره، دعوت فردی را جهت پیوستن به جمع افرادی که در منزل آن شخص بودند، پذیرفتم.
    در آن جا شخصی که طنز گویی می‏کرد، گفت: من عکس زیبای زن شایسته از یکی از کشورهای اروپایی را که جراید چاپ شده با خود آورده‏ام، تا دوستان حاضر در جلسه ببینند و قضاوت کنند.
    آن شخص از دوستان جلسه خواست که بدون تظاهر به دین داری و تقدس هر کس عکس را مشاهده کند و با صراحت و بدون تعارف بگوید که بین یک لحظه ملاقات و دیدار با امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به طور حضوری و یک عمر زندگی زناشویی با صاحب این عکس، کدام را بر می‏گزیند؟
    عکس آن زن را به افراد نشان می‏داد و افراد هم هر کدام در خور برداشت و سلیقه خود، نظری می‏دادند.
    معمولاً افراد بیننده اظهار می‏داشتند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) را که - ان شاء الله - در لحظه مرگ و عالم برزخ می‏بینیم! ولی در دنیا با این زن مفید است.
    من پنجمین نفر بودم. وقتی خواست عکس را به من نشان دهد، طوفانی در قلبم ایجاد شد. به خود لرزیدم و پیش خود گفتم: چه آزمون حساس و بزرگی، آیا به راستی سزاوار است لحظه‏ای دیدار با امیرالمؤمنین (علیه السلام) را با شهوت مبادله کنیم؟
    بدون آن که عکس را ببینم، از جا برخاستم و جلسه را ترک کردم، در حالی؟ مورد اعتراض حاضران واقع شدم؛ اما اعتناعی نکردم و خود را با ناراحتی به حجره رساندم.
    روی پله نشستم، در حالی که سرم را به دیوار تکیه داده بودم، به خواب رفتم. ناگهان خود را در سالن بزرگی یافتم. تعدادی از علمای گذشته نیز حضور داشتند و در صدر جلسه، صندلی قرار داشت و امیرالمؤمنین (علیه السلام) روی آن نشسته بود.
    قنبر غلام حضرت و مالک اشتر و... نیز همراه آن حضرت بودند. پس امیرالمؤمنین (علیه السلام) مرا به اسم، خطاب کرده، به نزد خود فراخواند با شوق وصف‏ ناپذیر از جا برخاستم. لحظه‏ای خود را در آغوش آن حضرت دیدم. آن حضرت مرا مورد لطف و محبت قرار داد و من نیز آن حضرت را با آن ویژگی‏ هایی که در روایات خوانده بودم، دیدم و لذت بردم. در همین لحظه از خواب بیدار شدم. از لحظه نشستن تا ملاقات و بیدار شدنم، حدود هشت دقیقه گذشته بود.
    با حالت وصف ناپذیری خود را به جلسه آقایان رساندم و دیدم هنوز سرگرم همان عکس هستند. به آنان گفتم: من نتیجه انتخابم را گرفتم. از آن لحظه به بعد، این موفقیت‏ ها در زندگی علمی نصیبم شد.

    علامه محمد تقی جعفری


    نویسنده : د.پ  تاریخ :   بازدید : 751
    برچسب ها :جق ,خودارضایی ,شهوت ,شهوانی ,شهوتی ,مستی ,هوس ,دختر ,خوشگل ,آتش شهوت ,کنترل شهوت ,احادیث تصویری ,حیا ,نامحرم ,رابطه با نامحرم ,چشم چرانی ,چشمچرانی ,هرزه ,نگاه ,احادیث نگاه ,
    امان از دل مهدی (عج)

    حشری سکسی

     

    روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت :

    فرمانده چرا این همه خوشحالی ...

    مگر گمراه کردن این ها چه فایده ای دارد ؟

    شیطان جواب داد :

    امام این ها بیاید عمر ما تمام میشود ...

    این ها را غافل کنیم ، امامشان دیر تر میاید ...

    دوباره پرسید آیا ما موفق بوده ایم ؟

    شیطان خنده ای کرد و گفت :

    مگر صدای گریه ی امامشان را نمیشنوی ؟!

    مگر صدای طلب اسغفار او را نمیشنوی ؟!


    نویسنده : د.پ  تاریخ :   بازدید : 676
    برچسب ها :مهدی ,امام زمان ,صاحب الزمان ,نگاه ,نامحرم ,فحشا ,حیا ,فرج ,ظهور ,شیطان ,
    نگاه یک مرد به خانواده همسر ! ( طنز )

    داماد : موجودیست مظلوم، قبل از دامادی منت بسیار کشیده، بسیار گردن کج کرده تا سر انجام بعله را گرفته، اما همواره انگ به غلامی پذیرفته شدن را به همراه داشته و خانواده ی عروس اورا به عنوان عضوی تحمیلی دانسته و به رسمیت نمیشناسند.

    پدر زن : موجودیست از جنس داماد، اما آبش با داماد در یک جوی نرفته و همواره به داماد به چشم دزد ناموس نگاه می کند که دختر دردانه اش را از چنگ بابا درآورده...

    برادر زن : موجودیست دو رو از جنس داماد، غالباً سیاست یک بام و دو هوا را دارد، برای داماد از جنس پدرزن بوده و در جایی دیگر خود داماد است و به مشقات دامادی گرفتار.

    خواهر زن : از او به عنوان نان زیر کباب هم یاد شده، نقشی دوگانه دارد، گاه مرهم درد است و گاه سوهان روح.

    باجناق : همسر خواهر زن را گویند، موجودیست منافق و رقیبی سرسرخت و ملاکی برای سنجش و قیاس، اعمال و رفتارش همواره بر زندگی شما سایه افکنده و بر روی اعصابتان پارازیتهایی با طول موج متوسط ارسال میکند. آهنگ تغییر در زندگی شما تابعیست جبری از تغییرات زندگی او، که بر اساس میزان و کیفیت تغییرات مورد سنجش قرار میگیرید.

    و اما

    مادر زن : وزیر جنگ، مسئول براندازی نرم، حاکم خانوادهی همسر، مخرج مشترک نظر اعضای خانوادهی همسر که از نفوذی ویژه برخوردار بوده و اگر با سیاست دم او را ببینید همهی مشکلات سهل میشوند و در غیر این صورت زندگی به کامتان تلخ گشته و به این نتیجه خواهید رسید که ازدواج بزرگترین اشتباه یک مرد است !

    و سر انجام

    عروس : موجودیست لطیف و دوست داشتنی که به ناز و کرشمه شهرهی آفاق است، لباسی سپید در بر کرده و به سان فرشتهها میماند، بدی در او جایی ندارد و هر چه بدیست از اعضای خانوادهی اوست، سلاحی مرگبار دارد که مهریه نامند و به ارادهای داماد را از گیتی ساقط کرده و روزگارش سیاه کند.


    جهت عضویت در سایت کلیک کنید


    نویسنده : پرواز  تاریخ :   بازدید : 585
    برچسب ها :نگاه یک مرد به خانواده همسر ! ( طنز ) ,نگاه ,طنز ,همسر ,
    صفحات پیشین
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ثبت نام سریع

      قوانین سایت

      کد امنیتی :
    آخرین مطالب
    مطالب پر بازدید
    تبلیغات متنی
    
    عضویت :
    محل قرارگیری کد عضویت
    دوستان :
    خروجی RSS :
    Copyright © 2010 - 2011 Tem98.Ir
    Design By : Tem98