close
تبلیغات در اینترنت

داستان زیبای شن و ماسه


موضوعات

معرفی وبلاگ و سایت های مفید


وبلاگ (2)
سایت (1)

مقاله


مذهبی (15)
پزشکی (16)
روانشناسی (5)
حجاب و عفاف (1)
نکات خانه داری (5)
همسرداری و زناشویی (1)
شیطان پرستی و فراماسونری (5)

مطالب کوتاه


طنز (4)
داستان (17)
مذهبی (42)
جملات زیبا (13)

احاديث


احاديث اهل بيت (12)
احاديث پيامبر(ص) (9)
احاديث امام علي(ع) (6)

پرسش و پاسخ


عقائد (32)
احکام (2)
حقوق زن (1)

اخبار


خبرها (49)

مناسبت ها


ولادت (7)
شهادت (9)
سایر مناسبت ها (23)

دانلود


مداحی (41)
موسیقی (42)
سخنرانی (11)
نماهنگ و كليپ مذهبي (13)
تواشیح و آوای مذهبی (9)
دانلود کتاب (4)

دنیای مجازی


هشدارها (4)

تصاویر


تصاویر طنز (6)
تصاویر طبیعت (4)
تصاویر مذهبی (47)
تصاویر کارتونی (2)
تصاویر حجاب و عفاف (15)
سایر تصاویـــــر (12)

پیامک


پیامک فلسفـی (6)
پیامک خنده دار (3)
پیامک مناسبت ها (6)
پیامک تبریک ازدواج (2)
پیامک های ارسالی شما (3)

فتوشاپ


تصاوير كاربردي مذهبي (4)
تصاوير لايه باز مذهبي (7)

ابزار وبلاگ


کد اشتراک گذاری (2)
تصاویر تصادفی رهبری (2)
لوگوي هاي حمايتي مذهبي (3)
ابزار ساخت آنلاین کد آهنگ (1)
کد آهنگ و مداحی برای وبلاگ (15)

دوره های خودسازی و ترک گناه


ترک غیبت (8)
نامحرم (6)
مطالب تازه
آمار سایت
easymoblo آمار مطالب
li کل مطالب : 489
li کل نظرات : 518
stats آمار کاربران
li افراد آنلاین : 5
li تعداد اعضا : 852

online کاربران آنلاین

servertime آمار بازدید
li بازدید امروز : 481
li باردید دیروز : 2,377
li گوگل امروز : 9
li گوگل دیروز : 702
li بازدید هفته : 4,505
li بازدید ماه : 18,759
li بازدید سال : 525,198
li بازدید کلی : 2,085,114
اطلاعات کاربری
user
li عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

li فراموشی رمز عبور؟

li عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
کلمات کلیدی
کانال ترک گناه و خودسازی در تلگرام
اینستاگرام خودسازی
آخرین ارسال های انجمن

جستجو

جستجو در عناوین مطالب سایت


این حکایت داستان دو دوستی است که از بیابان می گذشتند. در طول سفر با هم بگو مگویی کردند و یکی از آنها به صورت دوستش سیلی نواخت. آن دوستی که سیلی خورده بود ناراحت شد. اما بدون اینکه چیزی بگوید روی ماسه نوشت: امروز بهترین دوستم به من سیلی زد.
به راهشان ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند و تصمیم گرفتند که آنجا استراحت کنند. آن دوستی که سیلی خورده بود در باتلاق گیر کرد و نزدیک بود در آن فرو رود اما دوستش اورا نجات داد. بعد از اینکه از آن حالت نجات یافت بر روی سنگی نوشت: امروز بهترین دوستم مرا نجات داد.
دوستی که به او سیلی زده بود و او را نجات داده بود از او پرسید: چرا بعد از اینکه تورا آزردم روی شن نوشتی و حالا روی سنگ؟
او جواب داد: وقتی کسی ما را می آزارد باید خاطره ی آن را روی شن بنویسیم تا نسیم بخشش و عفو آن را پاک کند اما وقتی کسی لطفی در حقمان می کند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هرگز هیچ بادی یاد آن را از بین نبرد.
بیاموزیم که ناراحتی ها را روی شن بنویسیم و نیکی ها را روی سنگ حک کنیم.


منبع: کتاب رازهای زندگی همیشه ساده اند

 

جهت عضویت در سایت کلیک کنید




درباره : داستان ,
بازدید : 699 | تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1391 زمان : | نویسنده : پرواز | لینک ثابت | نظرات ()
آخرین مطالب ارسالی

آپارات
    آپارات پرواز
    ابزار ساخت آنلاین کد آهنگ
نویسندگان
مطالب تصادفی
مطالب پربازدید
Alexa
خبرنامه
    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

پیوندهای روزانه
کدهای اختصاصی

پرواز

پرواز را محبوب کنید
صفحات
    پشتیبانی