close
تبلیغات در اینترنت
احادیث نگاه
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
مطالب تصادفی
کلمات کلیدی
پیوندهای روزانه
آمار
  • افراد آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 326
  • بازدید دیروز : 1156
  • هفته گذشته : 1482
  • ماه گذشته : 46530
  • سال گذشته : 135805
  • کل بازدید : 1695721
  • کل مطالب : 459
  • نظرات : 660
  • تعداد اعضا : 757
  • امروز : سه شنبه 08 فروردین 1396
  • آخرین ارسال های انجمن
    به کمک چه چیزی چشم از نامحرم بپوشیم؟

    شهوت

    در سال‏های جوانی و اقامت در نجف، در یک شب گرم تابستان، به دلیل گرمای بیش از اندازه و سختی اقامت در حجره، دعوت فردی را جهت پیوستن به جمع افرادی که در منزل آن شخص بودند، پذیرفتم.
    در آن جا شخصی که طنز گویی می‏کرد، گفت: من عکس زیبای زن شایسته از یکی از کشورهای اروپایی را که جراید چاپ شده با خود آورده‏ام، تا دوستان حاضر در جلسه ببینند و قضاوت کنند.
    آن شخص از دوستان جلسه خواست که بدون تظاهر به دین داری و تقدس هر کس عکس را مشاهده کند و با صراحت و بدون تعارف بگوید که بین یک لحظه ملاقات و دیدار با امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به طور حضوری و یک عمر زندگی زناشویی با صاحب این عکس، کدام را بر می‏گزیند؟
    عکس آن زن را به افراد نشان می‏داد و افراد هم هر کدام در خور برداشت و سلیقه خود، نظری می‏دادند.
    معمولاً افراد بیننده اظهار می‏داشتند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) را که - ان شاء الله - در لحظه مرگ و عالم برزخ می‏بینیم! ولی در دنیا با این زن مفید است.
    من پنجمین نفر بودم. وقتی خواست عکس را به من نشان دهد، طوفانی در قلبم ایجاد شد. به خود لرزیدم و پیش خود گفتم: چه آزمون حساس و بزرگی، آیا به راستی سزاوار است لحظه‏ای دیدار با امیرالمؤمنین (علیه السلام) را با شهوت مبادله کنیم؟
    بدون آن که عکس را ببینم، از جا برخاستم و جلسه را ترک کردم، در حالی؟ مورد اعتراض حاضران واقع شدم؛ اما اعتناعی نکردم و خود را با ناراحتی به حجره رساندم.
    روی پله نشستم، در حالی که سرم را به دیوار تکیه داده بودم، به خواب رفتم. ناگهان خود را در سالن بزرگی یافتم. تعدادی از علمای گذشته نیز حضور داشتند و در صدر جلسه، صندلی قرار داشت و امیرالمؤمنین (علیه السلام) روی آن نشسته بود.
    قنبر غلام حضرت و مالک اشتر و... نیز همراه آن حضرت بودند. پس امیرالمؤمنین (علیه السلام) مرا به اسم، خطاب کرده، به نزد خود فراخواند با شوق وصف‏ ناپذیر از جا برخاستم. لحظه‏ای خود را در آغوش آن حضرت دیدم. آن حضرت مرا مورد لطف و محبت قرار داد و من نیز آن حضرت را با آن ویژگی‏ هایی که در روایات خوانده بودم، دیدم و لذت بردم. در همین لحظه از خواب بیدار شدم. از لحظه نشستن تا ملاقات و بیدار شدنم، حدود هشت دقیقه گذشته بود.
    با حالت وصف ناپذیری خود را به جلسه آقایان رساندم و دیدم هنوز سرگرم همان عکس هستند. به آنان گفتم: من نتیجه انتخابم را گرفتم. از آن لحظه به بعد، این موفقیت‏ ها در زندگی علمی نصیبم شد.

    علامه محمد تقی جعفری


    نویسنده : د.پ  تاریخ :   بازدید : 399
    برچسب ها :جق ,خودارضایی ,شهوت ,شهوانی ,شهوتی ,مستی ,هوس ,دختر ,خوشگل ,آتش شهوت ,کنترل شهوت ,احادیث تصویری ,حیا ,نامحرم ,رابطه با نامحرم ,چشم چرانی ,چشمچرانی ,هرزه ,نگاه ,احادیث نگاه ,
    صفحات پیشین
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ثبت نام سریع

      قوانین سایت

      کد امنیتی :
    آخرین مطالب
    مطالب پر بازدید
    تبلیغات متنی
    
    عضویت :
    محل قرارگیری کد عضویت
    دوستان :
    خروجی RSS :
    Copyright © 2010 - 2011 Tem98.Ir
    Design By : Tem98