close
تبلیغات در اینترنت
مراتب ایمان
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
مطالب تصادفی
کلمات کلیدی
پیوندهای روزانه
آمار
  • افراد آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 90
  • بازدید دیروز : 1154
  • هفته گذشته : 8513
  • ماه گذشته : 31226
  • سال گذشته : 31226
  • کل بازدید : 1591142
  • کل مطالب : 459
  • نظرات : 508
  • تعداد اعضا : 731
  • امروز : شنبه 02 بهمن 1395
  • آخرین ارسال های انجمن
    عنوان پاسخ بازديد آخرين ارسال
    معرفی گوشی سامسونگ S7 0 7 javadmhdz
    مساجد زیبای جهان اسلام 4 317 aminmoin
    بله یا نه!(سرگــــرمی)!!! 9784 88850 aminmoin
    شهدا را یاد کنیم با یک صلوات 425 5681 iranteam
    بچه های پرواز با هم دعای سلامتیو میخونیم... 297 8854 beti
    تسلیت رحلت جانسوز پيامبر گرامي اسلام و شهادت حضرت امام حسن مجتبي (ع) 7 198 beti
    شهادت امام حسن مجتبی 12 293 beti
    گفتگــــــــــوی خودمـــــــونی اعضـــــا در سال 1395 2 57 beti
    چطوری عاشق خدا شیم؟ 5 63 tati
    گپ و گفتگوهای خودمونی اعضا در سال 1393 1319 7429 tati
    صفحه اول انجمن | ثبت نام در انجمن | ورود به پنل کاربری
    مراتب ایمان
    موضوع : مقاله ,مذهبی ,



    امام صادق عليه السلام به مرد (سراج) (زين ساز) كه خدمتگزارش بود فرمود: بعضى از مسلمين داراى يك سهم از ايمان و بعضى داراى دو سهم و بعضى سه و بعضى هفت سهم هستند سزاوار نيست بر شخصى كه يك سهم از ايمان را داراست بار كنند و وادار كنند آنچه آن كس دو سهم از ايمان را دارد؛ و آنكه دو سهم ايمان دارد سه سهم بر او بار كنند؟

    فرمود: برايت مثالى بزنم، مردى بود كه همسايه اى نصرانى داشت و او را به اسلام دعوت نمود او اجابت كرد و مسلمان شد.
    چون سحر شد درب خانه اش آمد و در زد، گفت: كيستى؟
     گفت: من فلانى هستم، وضو بگير و لباس بپوش برويم براى نماز پس تازه مسلمان وضو گرفت و لباس پوشيد و براى نماز حاضر گشت هر دو نماز بسيار خواندند، پس از آن نماز صبح خواندند و صبر كردند تا صبح روشن شد. (نصرانى) خواست منزل برود آن مرد به او گفت: كجا مى روى روز كوتاه است و الان ظهر است نماز ظهر بخوانيم.
    پس نشست تا نماز ظهر را خواند، خواست برود گفت
    نماز عصر نزديك است صبر كرد و نماز عصر را خواند،
    خواست برود گفت: نماز مغرب را هم بخوان و اين وقتش كوتاه است، پس او را نگه داشت و نماز مغرب را نيز خواند،
     باز خواست برود گفت: يك نماز ديگر باقى مانده، صبر كن نماز عشا را بخوانيم، پس نماز را خواندند و از يكديگر جدا شدند.

    چون سحر شد (مسلمان نا وارد) درب نصرانى تازه مسلمان را كوبيد.
    گفت: كيستى؟ خود را معرفى كرد و
     گفت: وضو بگير و لباس بپوش، برويم نماز بگذاريم!
    تازه مسلمان گفت:
    براى اين دينت شخصى را پيدا كن كه بيكارتر از من باشد؛ من مردى بينوا و داراى عيال و فرزندانم.

    پس حضرت صادق عليه السلام فرمود: او را به نصرانيت بازگردانيد و مانند اولش شد (او را در چنين فشارى قرار داد كه از دين محكمى بيرونش آورد)


    نمونه معارف 2/479 - اصول كافى باب درجات الايمان ح 2.

     


    نویسنده : پرواز  تاریخ :   بازدید : 98
    برچسب ها :مراتب ایمان ,
    نظرات
    نظرات وبلاگ
    نام شما :
    آدرس وب سایت :
    پست الکترونیک :
    ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
    پیام شما :
    شکلک ها :
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    :
    نظر خصوصی
    کد امنیتی :
    :
    صفحات پیشین
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ثبت نام سریع

      قوانین سایت

      کد امنیتی :
    آخرین مطالب
    مطالب پر بازدید
    تبلیغات متنی
    
    عضویت :
    محل قرارگیری کد عضویت
    دوستان :
    خروجی RSS :
    Copyright © 2010 - 2011 Tem98.Ir
    Design By : Tem98